تبلیغات
*.* - :(((

:(((

نویسنده :میوپ
تاریخ:جمعه 19 مرداد 1397-01:51 ب.ظ

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

سلام

اصلا کسی نیست!سوت و کورههه
پشم نیست صدا ویز ویزش بیاد

اینهمه نظر نظر نظر که بیاین برگردیم و...

اونوقت یکیتونم نمیاین:( (حتی خود من.)

فقط میگیم ای کاش دور هم و باهم بودیم:(

منم دیگه نمیتونم بیام:/ و خیلی کم هم میام

مثلا ماهی یکبار یا حتی کمتر

امیدوارم به همگیتون خوش بگذره و از تمام زندگیتون

خوبِ خوبِ خوب استفاده کنید و بهره ببرین

با توکل به خدا

از همتونم ممممممممممننننننننونمممممممممممم 

(اگه دیگه نیومدم:خداحافظ ممنونم که اینقدر هوامو داشتین و به وبم

 و من سرمیزدید،ممنونم فراموشم نکردین(از

 همتون(تکتکتون)ممنونم))

(پ.ن:پریا دو سال پیش به من گفت من یه مدتی کم میام تو وبم را

 به بقیه معرفی کن ولی من زود میام، الان از اون زوده 2 سال

 میگذره، اگر من نیومدم از بقیه خواهش میکنم وب هری پاترشو به

 بقیه معرفی کنند و بهش سر بزنند و نظر بدند شاید یک روزی امد

فقط خواستم بگم(توجه:قصد افشای چیزی نداشتم امیدوارم اگر امد

 و اینو دید ناراحت نشه و درضمن من اصلا از روی تبلیغ هم نبوده


 که اینهمه نوشتم یا کاری کردم(ببخشید پریا اگر نتونستم درست به

 کاری که خواستی عمل کنم.) همه ی اینکار ها واقعا واقعا به خاطر

 دوستیمونه) اگه امد نگه من بیمعرفت بودم.

پ.ن:همتون برای من دوست داشتنی هستین منظور من فقط پریا نیست.

از ققنوس به خاطر حضور و آنلاین بودن پیاپی و قالب های زیباش

از سایوری و مهتاب به خاطر ترک نکردن وب و نت و حمایت
 من(واقعا ممنون)

از سارا(ریما) به خاطر کمکاش و حضورش

و آیدا و آوا به خاطر حضورشون و دلگرمیاشون(البته الان که نیستند)

و پریا یک دوست عالی و حضور(البته قبلا)گرمش و کمکاش

و همه ی کسانی که کمک کردن من وب خوبی داشته باشم ممنونم

از همه به خاطر خودشون تشکر میکنم نه به خاطر وباتون!

(از سایوری هم که دوباره خبری نیست و مهتابم مثل روح یه لحظه

 میاد،10000لحظه بیشترهم میره.)

حالا دورهمیای پنجشنبه یادتون نره:))

پ.ن:من فرق نگذاشتم بین کسیا.





نوع مطلب : دوستانه 

پریا ایچیزن
چهارشنبه 12 دی 1397 02:07 ب.ظ
سلام عزیزم
واقعا نمیدونم با چه زبونی عذرخواهی کنم دوسال زمان کمی نیست من همه ش تو این مدته سعی میکردم برگردم ولی خب پسووردمو یادم رفته ایمیلیو هم که قبلا باهاش اون وبو ساختمو پاک کرده بودم و الان هاج و واج موندم به معنای واقعی :/
من هیچوقت نمیگم تو بیمعرفتی تو بعد از این همه مدت به یادم بودی و خواهشی که ازت کردمو یادت بود اونی که بیمعرفته منم که بدون خداحافظی درست و حسابی رفتم و دیگه هم نیومدم سر بزنم
بهرحال ببخشید اگر منتظرت گذاشتمو تو زحمت انداختمت واقعا همچین قصدی نداشتم
توهم نرو به خدا مثل من پشیمون میشی و برمیگردی و ممکنه وقتی برگشتی نصف دوستات دیگه نباشن تو وباشون نصفشون وبشونو حذف کرده باشن و نصف دیگه که بامعرفتان خیلی کم بیان و اونوقته که مثل من میشینی خودتو لعنت میکنی:,[
منم احتمالا خیلی زود که ینی تو همین چند روزه برمیگردم چون همچین امید چندانی ندارم بتونم دوباره برم تو پنل قبلیم ولی برمیگردم چون میهن بلاگ خونه ی قدیمی و وب نویسی نصف خاطرات چندسالمه عمرا نمیتونم ولش کنم و اینو تازه فهمیدم :,]
سایوری کیکومارو
چهارشنبه 31 مرداد 1397 07:40 ق.ظ
سلام...
مهتاب راس میگه
همش عذر و بهانه میاری
حتی دلیله اینکه تل نمیای هم نمیگی
تازه که بعد این همه وقت داریم به هم میرسیم انقد راحت نگو میخوام برم..
میدونی الان احساس میکنم یکی داره خفم میکنه..
قلبم درد گرفته و دارم گریه میکنم
توروخدا تو ام نزار برو..نکن اینکارو
مهتاب_اصفهان
یکشنبه 21 مرداد 1397 09:43 ب.ظ
لاله دیگع هیچکس وب نمیاد
اگع به ما اعتماد میکردی و تلگرامتو میدادی
یه گروه میزدیم....بیشترم حرف میزدیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر